عصر اترک بررسی کرد؛
تبلور ایمان در سیره شهدا
نام شهیدان عظیمیپور و سرپوشی بر تارک تاریخ انقلاب اسلامی میدرخشد؛ دلاورانی که با بصیرت و آگاهی، امنیت و اقتدار امروز کشور را با خون خود تضمین کردند.
به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصر اترک»، تبلور ایمان در آیینه اخلاق و ایثار در تاریخ پرفرازونشیب انقلاب اسلامی، نام شهید نه یک عنوان تشریفاتی، بلکه تبلور عینی پیوند میان ایمان قلبی و کنشگری آگاهانه است. بازخوانی سیره شهیدانی که در سنگرهای مختلف، از صنایع دفاعی تا خطوط مقدم جبهه، جان خود را فدا کردهاند، ضرورت امروز جامعه برای ترسیم الگوی صحیح به نسل جوان است.
بر اساس روایات صمیمانه پدران بزرگوار شهید میثم عظیمی پور و شهیدان علیاکبر و علیاصغر سرپوشی، به بررسی ابعاد عمیق زندگی، اندیشه و آرمانهای این دلاوران میپردازیم. این روایت، فراتر از یک سوگواره، منشوری از تخصص، اخلاق و بصیرت است که راه را از بیراهه متمایز میسازد.
الگوی نبوغ فنی، وارستگی و دغدغهمندی
ترکیب دانش تخصصی با معنویت قرآنی شهید میثم عظیمیپور، جوان ۳۸ سالهای که در مسیر اقتدار دفاعی کشور به شهادت رسید، شخصیتی چندوجهی داشت که در آن معنویت و دانش به زیبایی با هم گرهخورده بودند.
پدر این شهید در گفتگو با خبرنگار ما، در توصیف فضایل معنوی فرزندش، گفت: میثم صدای بسیار خوشی داشت و قرآن را با تسلط و صوتی روان تلاوت میکرد؛ نغمههایی که هنوز در گوش خانواده طنینانداز است.
وی افزود: عشق به ساحت قدسی وحی با آرزوی قلبی او برای زیارتخانه خدا و حاجی شدن عجین شده بود.
پدر شهید ادامه داد: فرزندش علاقه وافری به مطالعه داشت و این دانش را در امور اجرایی به کار میبست.
وی تصریح کرد: میثم در مواجهه با خرابی وسایل برقی منزل، با دقتی مثالزدنی به ریشهیابی فنی و تعمیر آنها میپرداخت. این روحیه جستجوگر حتی در نگهداری از خودروی شخصیاش نیز نمود داشت؛ او ترجیح میداد شخصاً به امور فنی خودرو بپردازد تا از استقلال درونی خود صیانت کند.
وی در ادامه افزود: میثم حتی برای آیندهای نزدیک برنامهریزی کرده بود تا پس از اخذ گواهینامه، با خودروی شخصی خود مادرش را به زیارت حرم مطهر ببرد؛ آرزویی که نشاندهنده عمق احترام او به والدین بود.
اخلاقمداری و صیانت از کرامت انسانی در خانواده
پدر شهید عنوان کرد: مهربانی و احترام میثم نسبت به بزرگترها زبانزد عام و خاص بود.
وی با ذکر خاطرهای بیان داشت که میثم حتی در برابر تندیهای احتمالی والدین نسبت به کودکان، با زبانی نرم و منطقی تذکر میداد و معتقد بود: نباید با بچهها بدرفتاری کرد، چرا که آنان درحالرشد و درک جهان پیرامون خود هستند و باید با ملایمت با آنها سخن گفت.
وی همچنین خاطرنشان کرد: یکی از خطوط قرمز اخلاقی میثم، پرهیز از قضاوت دیگران بود؛ او هرگونه داوری زودهنگام درباره افراد را مایه ناراحتی میدانست و همواره بر حفظ حرمت انسانها تأکید میورزید.
پدر شهید اظهار داشت: میثم بهشدت نگران تأثیرات مخرب فضای مجازی و رسانههای بیگانه بر فکر و روحیه جوانان بود و معتقد بود این ابزارها نباید افکار نسل آینده را مخدوش سازند.
پدر وی ابراز داشت: فرزندش از وجود شکاف طبقاتی، بهویژه در میان برخی مقامات، رنج میبرد.
وی به نقل از شهید گفت: عادلانه نیست که عدهای درآمدهای میلیونی داشته باشند و عدهای دیگر از حداقل حقوق و منابع ملی محروم بمانند؛ ثروت کشور باید به عدالت میان همه ایرانیان تقسیم شود، میثم بر این باور بود که پیشرفت کشور تنها در سایه همدلی و تلاش علمی و دفاعی همهجانبه میسر است تا راه هرگونه نفوذ بر دشمن بسته شود.
میثم عظیمیپور که همواره خود را مدیون خون شهدا میدانست، با خواندن کتاب و عیادت از خانوادههای شهدا، سعی در زنده نگهداشتن یاد آنان داشت، او که آرزوی خدمت و شهادت داشت سرانجام در حادثه انفجار در صنایع پارچین در سال ۱۳۹۸ به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
حماسه ایستادگی و بصیرت در خط مقدم
محمد سرپوشی پدر شهیدان علیاکبر و علیاصغر، در گفتگو با خبرنگار ما، گفت: با آغاز جنگ تحمیلی، آنها آگاهانه مسیر ایثار را برگزیدند.
وی افزود: برای حضور در جبههها که آن زمان بسیج نیاز به نیرو و تجهیزات داشت اول خودم داوطلب شدم و برای این کار از مشهد به اسفراین نقلمکان کردیم.
پدر این دو شهید گفت: علیاکبر پس از شنیدن گزارشهای جنگ از رادیو که من در خانه همیشه گوش میدادم، منقلب شد و تصمیم گرفت راهی منطقه شود.
وی با حسرتی عمیق یادآور شد که علیاکبر در یکی از مرخصیها با یکی از دوستانش شهید حسینی، تصمیم گرفت که زمینی برای ساخت خانه تهیه کند و از من ۳۰ هزار تومان قرض گرفت، اما چند وقت بعد آن هزینه را به من برگرداند و منصرف شد، چرا که تقدیر برای او چیز دیگری بود.
پدر شهید بیان کرد: در آخرین مرخصی که آمده بود او یکی دیگر از همزمانش را تا ایستگاه رساندم؛ موقع خداحافظی و دورشدن از من دستش را بلند کرد و گفت ما پیروزیم.
تکرار حماسه عاشورا در جبهههای نبرد
شهادت علیاکبر، برادر کوچکترش علیاصغر را در تصمیمی بزرگ استوارتر کرد.
پدر تین دو شهید تصریح کرد: علیاصغر نمیتوانست جای خالی برادر و سلاح بر زمینمانده او را تحمل کند، لذا راهی منطقه شد و او نیز به کاروان شهدا پیوست.
وی خاطرنشان کرد: پس از شهادت بچهها، راه منطقه برای همیشه برای من بسته شد چرا که اطرافیان نمیگذاشتند دیگر به جبهه بروم.
پدر این دو شهید، خود نیز رزمندهای دلاور بود که ماهها در عملیات سختی همچون کربلای ۴ و ۵ حضور داشت.
وی در ادامه خاطراتش ابراز داشت: حتی هدیهای را که سپاه بهپاس فداکاریهای فرزندانش (یکتخته فرش) به خانه آورده بود، نپذیرفت و آن را به خط مقدم برد تا در همان خاکی که خون فرزندانش ریخته شده بود، به رزمندگان خدمت کند.
وی تأکید کرد: این حضور، وظیفهای برای ادای دین به خون شهدا بود.
وی با قاطعیت اظهار داشت: شهدا با چشمان باز و آگاهی کامل به میدان آمدند.
وی تصریح کرد: وقتی انسان آگاه باشد، حتی اگر تکهتکه هم شود، ناراحت نیست چون میداند در راه حق قدم برداشته است.
وی افزود: اگرچه درجات آگاهی متفاوت بود، اما همه از سردار تا بسیجی ساده در یک مجموعه منسجم برای دفاع از دین و میهن جانفشانی کردند.
وی همچنین خاطرهای نقل کرد از سیدی که بر پیکر علیاکبر میگریست و میگفت که با شهادت سردار علیاکبر سرپوشی، گویی یک لشکر را از دست دادهایم؛ سخنی که نشان از بزرگی روح آن شهید داشت.
رسالت امروز؛ صیانت از میراث خونین و معیشت مردم
پدر شهیدان سرپوشی خاطرنشان کرد: ارزش انقلاب فراتر از مسائل مادی است.
وی با صراحت اظهار داشت: حتی اگر شب گرسنه بخوابیم، ارزش دارد که رهبر ما آقا باشد، نه یک شاه پدرسوخته و وابسته.
وی افزود: خانوادههای انقلابی در پی راحتی و ثروتاندوزی نبودهاند و افتخار میکنند که در راه حق فرزندانشان به شهادت رسیده است و یا خدمتگزار این نظام هستند.
پدر شهید سرپوشی خطاب به جوانان تأکید کرد: تنها شعاردادن کافی نیست، بلکه باید "خط و راه" شهدا را فهمید و درک کرد که آنان برای چه آرمانی جان دادند.
وی تصریح کرد: با این که این دو شهید پسران من بودند هم بنده و هم همسرم از اینها انسانیت آموختیم، این کسانی که در خیابان آمدهاند و تخریب و تشنج ایجاد میکنند انسانیت را فراموش کردهاند.
پدر شهیدان سرپوشی نیز تصریح کرد: اگر امروز با پسرانم حرف میزدم، میگفتم راه را درست آمدید؛ اما از مسئولان میخواهم مراقب باشند دشمن از طریق فقر و نیاز مردم در جامعه رخنه نکند و این راهی که با خون آبیاری شده، هرگز گم نشود.
نتیجهگیری: سربلندی در سایه وفاداری روایت زندگی شهید میثم عظیمی پور و شهیدان سرپوشی، آینهای از عزت ملی و ایمان فردی است. این شهیدان با بصیرتی ستودنی، تخصص خود را در خدمت اقتدار کشور و جان خود را در راه امنیت مردم قرار دادند. امروز، تکریم این شهیدان نهتنها در برگزاری مراسم، بلکه در تحقق آرمانهای آنان یعنی عدالت اجتماعی، پیشرفت علمی و وفاداری به ولایت نهفته است. همانگونه که این پدران استوار فرمودند، راه شهدا حق بود و ما مأمور به صیانت از این صراط مستقیم هستیم.
تهیه و تنظیم گزارش: سکینه رضازاده
انتهای خبر/
روحشون شاد خانواده سرپوشی دو شهید تقدیم ایران کرده است.